پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ 
ماهنامه مبلغان


سید محمد موسوی نیا

سیرۀ جهادی امام مجتبی علیه السلام

صلح تاریخی امام حسن علیه السلام با معاویه طی قرون متمادی زمینه ساز ایراد اتهامات و القای شبهات فراوان در رابطه با سیاست و موضع‌گیریهای اهل بیت علیهم السلام و به ویژه امامان حسنین علیهما السلام از سوی غافلان و معاندان مذهب حقۀ شیعه بوده است.

کلید واژه
امام حسن علیه السلام ، صلح مشروط، معاویه، مصلحت، سیاست، اتهام.

امام حسن علیه السلام و حضور در میدان جهاد
بنابر قول مشهور امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمۀ ماه مبارک رمضان سال سوم هجری به دنیا آمد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله او را «حسن» نام گذارد و قوچی را برای وی عقیقه کردند.2 ایشان هفت سال از زندگانی خویش را در ایام حیات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله سپری کرد. گرچه این مدت کوتاه بود؛ لکن برای تجلّی نمونه‌ای از شخصیّت والا و بی‌نظیر رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وجود ایشان کای می‌نمود. نه تنها امام حسن علیه السلام در شکل و اندام، شبیه‌ترین فرد به جدّ بزرگوارش بود؛ بلکه در خلق و خوی نیز آیینۀ تمام نمای آن حضرت بود، چندان که دربارۀ ایشان فرمود: «اَشبَهَتَ خَلقِی وَ خُلقِی؛ تو در اندام و اخلاق شبیه من هستی.»3
پس از شهادت امیر المؤمنین علیه السلام در رمضان سال چهل هجری، امام حسن علیه السلام به مدت ده سال مسئولیت امامت را به عهده گرفت. این امر در حالی بود که خلافت امت اسلامی نیز در ابتدا به ایشان رسیده بود؛ لکن حضرت به واسطۀ دسیسه‌هایی که معاویه ـ دشمن او و پدرش ـ به راه انداخته بود، ناگزیر شد که طی صلح نامه‌ای مشروط، خلافت را با معاویه مصالحه کند. این واقعه در سال 41 ق به انجام رسید تا مجموع ایام خلافت ایشان بیش از شش ماه به طول نیانجامد.
پس از این رویداد، امام حسن علیه السلام راهی مدینه شد و ده سال در آنجا زندگی کرد و با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات، نسبت به شیعیان و نیازهای ایشان توجه خاص نشان داد تا اینکه سرانجام توسط «جعده» دختر «اشعث بن قیس» که فریب وعده‌های پوچ معاویه را خورده بود، مسموم شد و در بیست و هشتم صفر سال 50 ق و در حالی که چهل و نه سال و چند ماه از عمر شریفشان می‌گذشت، به شهادت رسید. امام حسین علیه السلام و جمعی از شیعیانش بدن مطهر آن امام معصوم را در قبرستان بقیع به خاک سپردند.4

 

امام حسن علیه السلام در نگاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
قرآن کریم به ما می‌آموزد که رفتارها و موضع‌گیریهای رسول خدا صلی الله علیه و آله بر اساس منافع شخصی و یا تحت‌تأثیر عواطف و احساسات عوامانه نبوده است.5 مسئولیت خطیر ایشان در هدایت امت اسلامی و اهتمام به سرنوشت آن نیز چنین اقتضا می‌کرد که ایشان در حب و بغضهایشان نسبت به اطرافیان تنها جنبۀ الهی را در نظر داشته باشد، در نتیجه موضع گیریهای ایشان نسبت به اطرافیان اهمیت افزون‌تری پیدا می‌کند تا آنجا که ابراز احساسات، تعریف و تمجیدهای پیامبر صلی الله علیه و آله به خصوص در مواردی که با اصرار و تأکید در صحنه علنی جامعه بوده است، نشانه‌ای آشکار بر صدق این ادعا شمرده می‌شود.
در واقع به واسطۀ همین مؤیدات قولی و فعلی است که ما از حجیت قول و فعل ائمۀ خویش سخن گفته و آن را ادامۀ سیاست رسول اکرم صلی الله علیه و آله در موضوع هدایت امت اسلامی و اهمیت آینده و سرنوشت آن، نزد ایشان بر می‌شماریم. بر این اساس، به ذکر گوشه‌هایی از رفتار و سیرۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبال امام حسن علیه السلام می‌پردازیم تا جایگاه و مرتبۀ ایشان را نزد برگزیده‌ترین انسانها دریابیم:
1. «سبط بن جوزی» شافعی، در کتاب «تذکرۀ الخواص» از قول «براء بن عازب» روایت می‌کند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله را مشاهده کردم، در حالی که حسن بن علی علیه السلام را بر دوش خود نشانده بود و می‌گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ؛6 بار خدایا! من او را دوست دارم، تو هم او را دوست بدار.» اکثر راویان حدیث بر این روایت اتفاق دارند؛ اما در روایت دیگری جملۀ «فَحَبِّ مَن یُحِبُّهُ»7 نیز اضافه شده است، به این معنی که «خداوندا! دوستدار او را نیز دوست بدار.»
2. در روایت دیگری از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «حَسَنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّهُ؛8 حسن از من و من از حسنم، خداوند دوستدارِ او را دوست دارد.»
3. «قندوزی» عالم حنفی از قول پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌آورد: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدِ شَبَابِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍ؛9 هر کس خوش دارد به آقای جوانان اهل بهشت نگاه کند، به حسن بن علی بنگرد.»
4. «حموی جوینی» شافعی مذهب، روایت می‌کند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیان مقام علمی و دانش امام حسن علیه السلام می‌فرمایند: «وَ لَو کَانَ العَقلُ رَجُلَاً لَکَانَ الحَسَنُ؛10 اگر عقل در مردی مجسم می‌شد، همانا آن مرد حسن علیه السلام بود.»
5. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در کلام مهمی، به گونه‌ای که ناظر به حوادث آیندۀ امت نیز می‌باشد، فرمود: «الحَسَنُ وَ الحُسَینُ إِمَامَان قَامَا اَو قَعَدَاً؛11 حسن و حسین علیهما السلام امام هستند، خواه قیام کنند یا فرونشینند.»

 

حضور امام حسن علیه السلام در مقاطع حساس
راز سیاستهای امام حسن علیه السلام زمانی بر ما آشکار می‌شود که از سابقۀ سیاسی ـ اجتماعی ایشان آگاه ی کافی داشته باشیم؛ زیرا با همین سوابق است که با روحیه، سبک و سیرۀ امام در برخورد با موانع سیاسی آشنا می‌شویم، از جمله سوابق سیاسی امام حسن علیه السلام موارد ذیل است:
1. حضور در واقعۀ مباهله
گروهی از شخصیتها و علمای مسیحی مذهب نجران نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و دربارۀ حضرت عیسی علیه السلام با وی مناظره کردند: پیامبر صلی الله علیه و آله بر آنان اقامه حجت کرد؛ اما آنان نپذیرفتند، پس با هم قرار گذاشتند که در پیشگاه خدا به مباهله بپردازند و نفرین همیشگی و خشم فوری خدا را برای دروغگویان بخواهند. وقتی برگشتند، رؤسای نجران گفتند: اگر قومش را برای مباهله بیاورد، مباهله می‌کنیم، و می‌فهمیم که او پیامبر نیست، و اگر با نزدیکانش بیاید، مباهله نمی‌کنیم؛ چون هیچ کس علیه زن و بچّۀ خود اقدامی نمی‌کند، مگر اینکه در ادعایش صادق باشد.
در روز مقرر، پیغمبر صلی الله علیه و آله با علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام برای مباهله بیرون آمد. نصارا از مردم پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: این مرد، پسرعمو، وصی و داماد او، علی بن ابی طالب علیه السلام است واین زن، دختر او فاطمه، و این دو کودک، پسرانش حسن و حسین هستند. نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشتند: ما حاضریم تو را راضی کنیم، ما را از مباهله معاف دار! رسول خدا صلی الله علیه و آله با آنها به گرفتن جزیه از آنان مصالحه کرد و نصارا به دیار خود برگشتند.12

2. حضور ر بیعت رضوان
در ذی القعده سال ششم حضرت رسول صلی الله علیه و آله با گروه زیادی از اصحاب خود برای عمره به طرف مکه حرکت کردند، و هفتاد شتر نیز برای قربانی با خود بردند. خبر عزیمت پیامبر صلی الله علیه و آله به مشرکین مکه رسید و آنها تصمیم گرفتند با آن حضرت مقابله کنند، لذا سواران خود را فرستادند تا راه آن جناب را ببندند. پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیم نداشت در این سفر با مشرکین جنگ کند و به همین جهت در ماه حرام به طرف مکه بیرون شد، از میان یاران پیامبر صلی الله علیه و آله عثمان به دلیل خویشاوندی که با سران مکه داشت توانست وارد شهر شود؛ لکن بازگشت او طول کشید و مسلمین احتمال دادند که او کشته شده باشد؛ لذا در حالی که هیچ سلاحی برای دفاع با خود نیاورده بودند، با رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیعت مجدد بستند تا در صورت لزوم انتقام خون مسلمانان را بگیرند. این بیعت در زیر درختی واقع شد و به بیعت رضوان مشهور است؛ چرا که در این رابطه خداوند آیه‌ای را نازل فرمود.13 امام حسن علیه السلام علی رغم سن اندک خود، از جمله افرادی بود که در این واقع حضور داشت و در آنجا برای دفاع از جان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با ایشان بیعت وفاداری بست، لذا در این باره آمده است که امام مجتبی علیه السلام فرمودند: «وَ لَمْ يُبَايِعْ صَغِيراً اِلاّ مِنَّا؛ پیامبر صلی الله علیه و آله با کودک خردسالی جز از خاندان ما بیعت نکرد.»14

3. حضور در جنگ جمل
امام حسن علیه السلام در جنگ جمل در کنار امیر المؤمنین علیه السلام حضور یافت و از مواضع پدر حمایت کرد، چنانکه آورده‌اند، امیر المؤمنین علیه السلام نمایندگانی متشکل از فرزندش امام حسن علیه السلام و عمار یاسر به کوفه فرستاد تا نامه ایشان دربارۀ برکناری «ابو موسی اشعری» را به اطلاع مردم برسانند؛ چون امام حسن علیه السلام به کوفه رسید، مردم دسته دسته به سویش آمدند و با صدای بلند اعلام اطاعت و فرمانبری کردند و حضرت علیه السلام برکناری «ابو موسی» را به مردم خبر داد و او را به خواری و ذلت کشاند. علی رغم کارشکنیهای ابو موسی و یارانش امام حسن بن علی علیهما السلام توانست بیش از نه هزار نیرو از کوفه به میدان جنگ اعزام کند.15

4. حضور در جنگ صفین
از جمله حوادث مهمی که در ایام خلافت امام علی علیه السلام روی داد، حادثۀ «صفین» است. امام حسن علیه السلام در این مبارزۀ سخت و شدید که در آن سپاهیان معاویه برای جنگ با حق گرد آمده بودند، شجاعانه و جسورانه حاضر شد و به دفاع از امیر المؤمنین علیه السلام پرداخت. شجاعت او به حدی بود که امام علی علیه السلام ، ایشان و برادرشان حسین علیهما السلام را از ادامۀ نبرد باز داشتند تا خطر قطع نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله با کشته شدن این دو دفع شود.16

فهرست منابع
ـ قرآن کریم
1. ابن کثیر، ابو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، البدایۀ و النهایۀ، (774 ق)، بیروت، دار الفکر، 1407/ 1986.
2. اربلی، محدث، 693 ق، کشف الغمۀ فی معرفۀ الأئمۀ، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، 138 ق، چاپ اول.
3. امین، سید محسن، اعیان الشیعۀ، (م 1284 ق)، ناشر: دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406 ق.
4. البغدادی، محمد بن حبیب (م 245)، کتاب المنمق فی اخبار قریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالمالکتب، ط الأولی، 1405/ 1985.
5. حلی، رضی الدین علی بن یوسف بن المطهر، العدد القویّۀ لدفعالمخاوف الیومیۀ، 703 ق، محقق/ مصحح: رجائی، مهدی و مرعشی، محمد، ناشر: کتابخانه آیۀ الله مرعشی نجفی، قم، 1408 ق، چاچ اول.
6. حموی شامی، ابراهیم بن سعد الدین (730 ق)، فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الأئمۀ من ذریتهم علیهم السلام ، ناشر: مؤسسۀ المحمود، بیروت، 1400 ق، چاپ اول.
7. دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، 841 ق، محق و مصحح: مؤسسۀ آل البیت علیهم السلام ، ناشر: مؤسسۀ آل البیت علیهم السلام ، 1408 ق، چاپ اول.
8. سبط ابن جوزی، شمس الدین ابو المظفر، تذکرۀ الخواص، (654 هـ ق)، ناشر: منشورات الشریف الرضی، سال چاپ: 1418 هـ ق، قم.
9. السمهودی، علی بن عبد الله الحسن، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، 991 ق، ناشر: مطبعۀ العانی، بغداد، 1405 ق، چاپ اوّل.
10. شریف الرضی، محمد بن حسین، 406 ق، نهج البلاغۀ (للصبحی صالح)، محقق/ مصحح: فیض الإسلام، ناشر: هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق.
11. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی، (942 ق)، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیرت، دار الکتب العلمیۀ، ط الأولی، 1414/ 1993.
12. صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، علل الشرائع، (386 ق)، ناشر: داوری، قم، چاپ اول.
13. طوسی، محمد بن الحسن، الأمالی، 460 ق، ناشر دار الثقافۀ، قم، 1414ق، چاپ اول.
14. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، 1294 ق، ینابیع المودۀ لذو القربی، ناشر: اسوه، قم، 1422ق.
15. لکهنوی، میر حامد حسین، عبقات الأنوار فی إمامۀ الأطهار، 1306 ق، ناشر: کتابخانه عمومی امام امیر المؤمنین علی علیه السلام ، اصفهان، 1366ش، چاپ دوم.
16. مازندرانی، محمد بن علی ابن شهر آشوب (588 ق)، مناقب آل ابی طالب، علامه، قم، 1379 هـ.
17. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفۀ حجج الله علی العباد، (413 ق)، ناشر: کنگره شیخ مفید.
18. المقریزی، تقی الدین أحمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدۀ و المتاع، (م 845)، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیۀ، چاپ الأولی، 1420ق/ 1999م.


پی نوشت:
1) در سالهای اخیر نیز وهابیون در راستای سیاست دشمنی با اهل بیت علیهم السلام از طرق مختلف همچون ساخت فیلم «الاسباط»، به ترویج این افکار پرداخته‌اند.
2) الارشاد، دیلمی، ج 2، ص 5.
3) کتاب المنمق، حبیب بغدادی، ص 424؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 21.
4) کشف الغمۀ، اربلی، ج 1، ص 516.
5) «و ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی»: «و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید.» (نجم/ 3).
ـ «و ما آتاکسمُ الرُّسولَ و ما نَهاکُم عَنهُ فانتَهُوا»: «آنچه را رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ای شما آورده، بگیرید، و از آنچه نهی کرده، خودداری نمایید.» (حشر/ 20).
6) تذکرۀ الخواص، سبط این جو.زی، ص 177؛ امالی طوسی، ص 249.
7) العدد القویۀ، علامه حلی، ص 42.
8) مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 387؛ هم چنین ببینید: سبل الهدی، صالحی شامی، ج 11، ص 57؛ کثیری از روایات در مدح امام حسن علیه السلام در منبع اهل سنت گردآوری شده است.
9) ینابیع المودۀ، قندوزی، ج 2، ص 482.
10) فرائد السمطین، حموی شامی، ج 2، ص 68.
11) علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 211؛ الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 30.
12) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 83؛ إمتاع الأسماع، مقریزی، ج 2، ص 95؛ خداوند متعال در این رابطه آیۀ: «فقل تَعالَوا نَدعُ اَبناءَنا وَ اَبناءَکُم وَ نِساءَنا و نِساءَکم و أنفُسَنا و اَنفُسَکُم ثمّ نَبتَهِل» را نازل کرد. (آل عمران/ 61)
13) «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»؛ «کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست، پس هر کس پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.» (فتح/ 10)
14) البدایۀ و النهایۀ، ابن کثیر، ج 8، ص 207؛ عقبات الأنوار فی إمامۀ الاطهار، میرحامد حسین لکهنوی، ج 16، ص 213.
15) اعیان الشیعۀ، سید محسن امین، ج 1، ص 565.
16) نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص 323؛ جواهر العقدین، السمهودی، ج 2، ص 160: «ایها الناس املکوا عنی هذین الغلامین فانی انفس لهما علی القتل اخاف ان ینقطع بهما نسل رسول الله صلی الله علیه و آله .»

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره155.




تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١ تير ١٣٩٥ / شماره خبر : ٣٠٢٥٤٢ / تعداد بازدید : 3262/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج